می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

آخرین مطالب

در رد و تمنای فوق لیسانس

دوشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۴۸ ق.ظ

دانشجوی دکترا که می بینم -ناخوادگاه-دلم برایش می سوزد. گمان می کنم اکثرشان عقلشان کار نمی کند که دارند در این مملکت دکتری می خوانند. دکتری مهندسی! به نظرم می آید بروم و انگیزه شان را بپرسم. به دنبال چه هستند؟‌به دنبال کار درست و درمان؟‌ هیات علمی های دانشگاه های درجه ی دو و سه در حال انفجار است...به دنبال پول؟‌ خواهش می کنم، ۴-۵ سال از جیب خوردن و پولی در نیاوردن و بعدترش، آویزان این شرکت و آن شرکت -که تازه اگر پیدا شود! یا آویزان تدریس در دانشگاه های شهرستان ها -که پیدا نمی شود-. چه آینده ای داری دوست عزیز؟‌شیفته ی علم هستی؟‌در پروژه ها علم به درد بخوری نمی بینم. چیزهای مقاله در بیار تویشان پیدا می شود، اما موضوعات به غایت بی مصرف. عقب مانده از دنیا. جزیی نگر. بدون دستاورد شگرفی که جایی از جهان بخواهد به درد کسی بخورد. من دانشجوهای دکتری دانشکده خود را دیده ام فقط. موضوعات آنها را از نظر گذرانده ام. دانشجو ۴ سال از ۵ سال دکترایش را گذرانده - که یعنی ۴ سال عمرش را ریخته پای دکتری - و هنوز موادش و رآکتورش نیامده اند و آنالیزهای پلیمری اش در ایران نیستند. چه اصراری ست در کشوری که نمی تواند پلیمرهای ساده تولید کند، در آزمایشگاه ۵ گرم پلیمر جدید تولید کنیم و رساله در بیاوریم و بعد پرونده بسته شود و برود پی کارش؟‌

گاه از سر کنجکاوی می روم و ارجاعات مقاله های استادها را نگاه می کنم. مثلا مقاله ای که در سال ۲۰۰۰ رویش آنقدر کار شده، ۱۵ ارجاع ... یعنی خوب خوب حساب کنیم به درد ۱۵ نفر آدم خورده. (اگر که استاد خودش خودش را ارجاع نداده باشد!!)‌ 

در یک کشور جهان اول همه چیز پذیرفتنی ست. دغدغه های حکومت، درآمد دانشجو، ارزش واقعی پروژه هایی که تعریف می شوند...اما اینجا؟‌ تباهی.


همه اینها را گفته م که بگویم به صراحت، پشیمانم از خواندن فوق لیسانس. حتا در این سطح هم نکته ی مثبت چندانی نمی بینم. آن همه انرژی و انگیزه ای که در ابتدای ارشد داشتم، پودر شد. دود شد، رفت. آن همه پروژه ی صنعتی تعریف کردن، با پژوهشگاه مکاتبه کردن، آن همه گریز از کارهای نخ نمای در خلا انجام شده، مرا رساند به کجا؟‌ به انجام کارهای نخ نمای در خلا! 

***

با زور، با گریز هر لحظه از پرسش "که چه"، با گریه و با رنج ِ ریختن عمر، تا اینجای کار آمدم. خودم را هر روز تا دانشگاه کشاندم، با هزار فریب. مثبت نگری پوچ را به انتهای خود رساندم. مرزهای انگیزه بخشی به خویشتن را جابجا کردم. آمدم، قریب ۴ ماه به آزمایشگاه آمدم. روشن کردم، شیر گاز را باز کردم، غشا را گذاشتم سر جایش، شیر گاز را بستم و داده را نوشتم. مقاله خواندم، پایان نامه نوشتم. در بی خبری پی دفاع کم درد بودم. اما امروز که خود را بیش از هر مدتی به پایان این میزان رنج نزدیک دیدم، که پایان نامه خود را تدوین کرده زیر بغل به پیش استاد رفتم، استاد -به درستی- مانعی جدید بر سر راه من گذاشت. راست می گفت، یک پارامتر دیگر را هم در پروپوزال آورده ام و باید بررسی اش کنم تا اجازه دفاع بگیرم. 

بررسی ای که هزینه اش حداقل ۲ ماه کار است. ای کاش ترم ۳ بودم تا راحت مسایل را کنار بزنم و مشکلات را حل کنم. دریغ که در مغاک ترم ۶ گرفتار خواهم شد. و من آدم ترم ۶ نیستم. و من آدم صبر بی پایان نیستم... و من تحملم طاق شده... و من خسته شده ام... 

امروز خود را در آستانه ی انصراف می بینم. در استانه ی از بیخ، کندن و در آمدن از تحصیلات تکمیلی.


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۱۰
پونه

نظرات  (۴)

برای منی که دوست دارم برم دانشگاه ولی پشت سد کنکور اسیر شدم، دانشگاه یه چیز خوب و دوست داشتنی و البته الزامیه، ولی از دید ادامه تحصیل و کار و ... که نگاه میکنیم واقعا به "که چی؟"می‌رسم و می‌بینم اگه ادامه‌ی این همه تحصیل کار نباشه به چه درد میخوره؟ واقعا علمی که ازش استفاده نشه فایده‌اش چیه؟ همین که بگیم من این علم رو دارم بسه یعنی؟ دکتری تو رشته‌ای که آینده‌ای تو کشور نداره فایده‌اش چیه غیر از یه مدرک؟ 
اگه به جای خیلی از این کتاب‌های درسی بی‌خودی که تو دبیرستان خوندیم چهارتا رمان مطرح دنیا رو خونده بودیم سودش خیلس بیشتر بود ولی افسوس که هنوزم باید همینا رو بخونم...
پاسخ:
دانشگاه خوبه واقعا در مقطع لیسانس، وقتی شما مجموعه ای از مهارت های اجتماعی، علمی، فرهنگی رو کسب می کنی که تو مدرسه نمی شه بهش رسید... من دانشگاه امیرکبیر رو می ستایم بخاطر درک های جدیدی که توش یاد گرفتم و واقعا به نظرم جنگیدن برای مدرک لیسانس تو یه دانشگاه خوب ارزششو داره. اما تو ارشد، هدف اگه مدرک گرایی باشه تباهیه محضه ... تو دکتری کلا تباهیه :)) 
خب به نظرت بهترین کار چیه؟
به ازای این وقت هدر رفته، چی باید دریافت بشه که بنظرت مناسب باشه؟
پاسخ:
بهترین کار که کاره به نظرم:)) ولی وقت هدر رفته رو نمی شه کاریش کرد صدف عزیز... هیچ کاری نمی شه کرد...
خیلی دیدگاه عجیبیه این عقل معاش اندیش ! 
۱۵ دی ۹۷ ، ۲۰:۵۲ آقای خیال
خیلی از ماها اگه برگردیم به زمانی که دانشگاه برامون فقط یه انتخاب باشه به احتمال خیلی زیاد انتخابش نمی کنیم و راه های جایگزین رو انتخاب می کنیم.
برای رسیدن به خیلی از اهداف نیاز نیست که شما حتما به دانشگاه برید و به راحتی میشه بهش رسید.
پاسخ:
واقعا لازم نیست! ای بسا مهارتهایی که خارج از دانشگاه فرا میگیریم بی اینکه درگیر تحصیلات تکمیلی جزیی نگر شیم ..
۱۵ دی ۹۷ ، ۲۰:۵۳ آقای خیال
ولی راه رفته رو نمیشه ناتمام گذاشت و لحظه های آخر رهاش کرد؛ ان شاءالله همیشه موفق باشید.
پاسخ:
بله  دقیقا...انباشت راه های نرفته در زندگی چیزی جز یاس نداره... ولی هر لحظه ی زندگی یک درس ارزشمنده ..
متشکرم از شما:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی