می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

آخرین مطالب

جانستان کابلستان

پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۳۵ ق.ظ

رضا امیرخانی نویسنده ی باهوشی ست. نه که از عرق سمپادی بودن این حرف را بزنم که غیر مستقیم برای خودم نوشابه باز کرده باشم؛ نه. از روی انتخاب کلمات و جمله هایش و تصویر بندی و استنتاج هایش –مخصوصا در سفرنامه که عنصر خیال کم رنگ است و نگاه نویسنده پر رنگ -  می توان فهمید. سفر نامه ی او به افغانستان بی نهایت گیرا و خواندنی بود. مخصوصا برای چون منی که به تازگی پیوندی پنهانی و نا اشکار در درونم با افغانستان یافته ام و هر افغانی که می بینم در کوچه و خیابان؛ دلم نا خود اگاه کلاه از سر بر می دارد و برای مظلومیتشان می گرید و برای جوانمردی شان احترام می کند. نویسنده دقیقا همان نقطه ای ایستاده که من اگر افغانستان میرفتم می ایستاده ام. همان طور دیده و شنیده که گویا خودم حضور داشته ام؛‌ با مردم هم کلام شده ام؛ در مسجد نماز خوانده ام؛ در تاکسی ها ترسیده ام؛ در زیارتگاه غلط خورده ام؛ از صداقت مردم حظ برده ام و از نزدیکی فرهنگ در دلم لذتی عمیق تجربه کرده ام. نویسنده به خوبی سیم های خاردار برند امریکایی را؛ صندلی شکسته بسته ی فرودگاه اروپایی را؛‌کارمند سفارت ایرانی را؛ هراس و نا امنی طالبانی را؛ زن توریست فرانسوی را و در نهایت مرام و جوانمردی افغانی را تشریح می کند. نویسنده کوه ها را می بیند و در می یابد که افغانستان راه و جاده کم دارد –ندارد-. و می فهمد که راه ها عنصر اصلی ملت پروری هستند در برابر قومیت پروری. هرات را می بیند که رنگ و بوی ایران دارد؛ رد گوهر شاد خاتون و نمای کاشی کاری آبی در مسجد هرات. مزار شریف را زیارت می کند و بی ارزش بودن زمان در افغانستان را تماما درک  می کند. مرد افغانی را می بیند که نه کوله باری دارد و نه بار و بندیلی و بنایش را بر سبکی نهاده است.

این ها را می خواندم و لذت می بردم؛ تا به فصل انتخاباتیات رسیدم. فصلی بی محتوا و بی ربط و به شدت دور کننده. فصلی سیاسی در عمق شیرین یک کتاب فرهنگی. منزجر شدم. چه طور امیرخانی نفهمید که مخاطب ممکن است با او هم رای در مسایل سیاسی نباشد؟‌ مفتخر به نصر الله نباشد و عقیده نداشته باشد به سیاست هوشمندانه و اخلاقی ایران در منطقه. چرا کتاب را – جایی که خود برای گریز از سیاست به ان پناه اورده – تبدیل به میدان بی سر و ته و بی ربط سیاست می کند؟‌ در تمام طول کتاب – یا اکثر – فراموش کرده بودم که نویسنده ای را می خوانم که اینقدر با او اختلاف عقیده سیاسی دارم؛ ‌و راستش را بگویم لذت برده بودم از این تشابه نگاه های فرهنگی در عین تقابل باقی نگاه ها. فصل انتخاباتیات بد بود.

در ضمن؛ رسم الخط کتاب عجیب بود و فکر و اصرار پشت ان را نفهمیده ام.


"هر جای عالم که مردکی به مردکی جوان مردی کند ،جبران جوان مردی دیگری است."


"افغانی حتی شارژر را نیز بار زاید می داند. افغانی یعنی یک زندگی متحرک...همین است تفاوت غرب و شرق. از غرب به شرق می آیی به نوعی خود بسندگی فردی می رسی..نوعی درویشی. عن جبرٍ و نه از سر اختیار. "



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۶
پونه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی