می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

چالش معنا۷

چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۴۸ ب.ظ

تمام شهر را می دیدم. تمام مغازه ها را می گشتم. تند و تند اجناس را تمااشا می کردم و می خریدم برای چیدن خانه ام.روزها این طور گذراندم. از هم پا شدن با مادرم کیف می کردم. از دیدن ذوقش لذت می بردم. شاید همین بود - همین همراهی او و پیوند با او - که برایم خرید را این اندازه دلچسب می کرد. اما در تمام این زمان ها؛‌یک لحظه؛‌ یک آن دو بچه را دیدم که با پای برهنه در کوچه خاکی بازی می کردند. نگاهم یک لحظه؛‌یک آن گره خورد به نگاهشان. لبخند زدم. دست تکان دادم. بچه ها برایم دست تکان دادند و خندیدند. خوشحال شدند و بالا پریدند. امتداد رد ماشین را با نگاهشان دنبال کردند و لبخند می زدند. همان یک لحظه را زیسته بودم. 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۲
پونه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی