می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

آخرین مطالب

ما و مرگ

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۴۲ ق.ظ

طرف بی غم و بی هم پا می شه با دوستاش میره دوبی، خوش بگذرونه و قبل از عروسیش با دوستاش باشه. خدم وحشم و هتل لوکس و تفریح محض و کنسرت و خوردن و نوشیدن و حسابی بریز و بپاش. از درون حتما تا عمق وجود بهش خوش می گذشته که یهو تو راه برگشت، هواپیمای شخصیش تو اسمون ایران دچار سانحه می شه. سواله واسم، اون لحظه، همون یه ثانیه مونده به مرگش، همون چند لحظه ی دلهره اور سقوط، همون موقه ی نا بسامان شدن اوضاع ِ همیشه بسامان، با خودش چی فکر می کرده ؟ چی دیده؟ چی گفته؟ نگفته ای بابا ما هم که تموم شدیم. یا مثلا روشو بکنه به جهان و بگه "خوش گذشت. از مصاحبت در این دنیا لذت بردم." یا هزار تا کار نکرده شو مرور کرده. یا از ترس شقه شقه شدن بیهوش شده. یا یه لحظه پرسیده "بعدش چی می شه؟ بعد مرگ". نمی دونم . به نظرم میاد که سیستم سرمایه داری ما رو به جاهای خوبی نمی بره از لحاظ فکر کردن ... ما رو تو لذت های لاکچری غرق می کنه. به سبک زندگیش فکر می کنم، جت شخصی، دوستاش، هتل رویال تو دوبی، عکاس ویژه، احتمالا هفت هشت تا چمدون لباس داشتن هر کدوم. عجیبه که همه مون یه روز می میریم، اونم لحظه ای که فکرشو نمی کردیم


** الان که یه دور دیگه این متن رو خوندم، دیدم چقدر پر از پیش داوریه نسبت به ادم هایی که نمیشناسم و اصولا اگر هم بششناسم حق اظهار نظر رو دربارشون ندارم! صرفا خواستم یک فرد ِ فرضی ِ خوش گذرون غربی رو در مواجهه با مرگ تصور کنم. - حتا اگه با این مصداق بخصوص تطابق نداشته باشه- کاری ندارم به اون خدا بیامرز. در دنیای تصورات خویش می گردم ...




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۱
پونه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی