می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

همون یه جمله ی همیشگی :)

جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ق.ظ

شبه و همه تو خونه هاشون جلوی تلویزیون چرت می زنن، من و ایدین بر ِ کاشانی قدم می زنیم. هیچ کس انگار با کوچه های امشب میونه ای نداره که خیابون انقد خالیه. ما ولی قدم می زنیم و من دستاشو محکم گرفتم. حرف پشت حرف سر باز می کنه. اخرین باری که باهاش حرف زده بودم، همین دیروز. مگه تو یه روز چقد می تونه به افق های من اضافه شه؟ یا چقد اتفاق بیفته که تولید این همه حرف کنه؟ نمی دونم! فقط می دونم از حرف زدن باهاش خسته نمی شم... از راه رفتن توی نسیم ِ خنک ِ پاییز در کنار یار ِ عزیز هییییچ وقت خسته نمی شم.

 با هم راه می ریم و واسه اینده برنامه های دور و دراز می چینیم و لابه لاش ایدین از شورای شهر یزد می گه و آخرشم همیشه می رسیم به این جمله که مملکت هیچ وقت درست نمی شه. از بالا تا پایین که خیابونا رو گز می کنیم و رو ویترینای تاریک گالری ماشین که کامنت میذاریم و دیالوگای مامان بابا رو که تحلیل می کنیم، وجودم فقط لبریزه از یه جمله ... "خدایا شکر ".

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۱
پونه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی