می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

آخرین مطالب

یک فکر موازی

پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۹ ق.ظ

بضی لحظه ها که می گذرن به فکرشم. توی یه مکالمه ی خیلی معمولی یادش میفتم، توی خوردن یه شام عروسی. وقت خرید و لحظه ی بر انداز کردن یه ویترین. وقتی همسر داره حرف می زنه و من دارم گوش می دم... به یادش میفتم. آخه چی داری که انقد لطیف و شگفت انگیزه؟ چی داری که انقد دور از دسترسه؟ انقد قلب ادمو سنگین می کنه...تو کی ای؟ از جنس چی ... با خودم فکر می کنم که اگه یه روز جنگ بشه و بهم بگن باید بری بجنگی، ممکنه بمیری، میرم یا نمیرم. سوای اینکه دلیل جنگیدن چی باشه ... با خودم فکر می کنم که خب، نمی رم. نه چون جرات کشتن و آسیب رسوندن به یه موجود دیگه رو ندارم (همیشه این سوال مطرحه که از کجا معلوم؟ شاید اون راست بگه. شاید اون حق باشه. من کی باشم که بخوام بهش اسیب بزنم) نه...چون نمی خوام بمیرم... نمی خوام قبل اینکه تو رو پیدات کنم و ببینمت ازینجا برم. نمی خوام اولین دیدارم با تو، تو اون عالم باشه... تازه اونم که معلوم نیست در چه ساحتی از وجود باشم لجظه ی مرگ ... اره خلاصه خدا جونم. به من این فرصت رو بده که تا زنده م، پیدات کنم... بعد از مرگ، شوکه نشم، حسرت نخورم. قربون قدمت ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۶
پونه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی