می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

می رو

بدین راه ُ روش می رو که با دلدار پیوندی ...

چالش معنا 4

سه شنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۴۵ ب.ظ

خب؛ سال 96 از انچه فکر می کنم به من نزدیک تر است. گذر عمر از انچه می پندارم غفلت اور تر و تند تر است. چشم باز خواهم کرد و جشن 30 سالگی ام را خواهم گرفت. 40، 50 هم راه به راه از پشت هم خواهند رسید - اگر توفیق زیستن یابم - . و در این گذر زمان، لذتی هست و ترسی. ترس اش برای ادم هایی که کله های پر از باد دارند و سوداهای نا دیده نگرفتنی پُر واضح است. اما لذتش، در یک اکتساب غنا و معرفت تدریجی از زندگی ست. برای اینکه رنج نباشد و لذت باشد، دریافته ام که باید مدام، اندیشه مند معنا بود. باید مدام لحظه ها را طوری مرتب کرد که در گذران انها معنا وجود داشته باشد. اینکه معنا دقیقا در چه چیز هایی تعریف می شود را سخت بتوان گفت. شاید تعریف نداشته باشد، شاید برای هر کسی متفاوت باشد، اما من، به یک نیابت ِ نا اگاهانه از مولانا می گویم لحظه های عشق ورزیدن معنا دارند و هر انچه منتهی به عشق ورزیدن، خدمت و وظیفه باشد. یعنی این طور بگویم، لحظه های "نفع شخصی" به غایت تهی هستند و با این حال بخش زیادی از زندگی من را اشغال کرده اند. لحظه های وظیفه و عشق، غنایی دارند که در لحظه های پیش رفت و ترقی نیست...اما چه کسی ست که از فکر پیش رفت خالی باشد؟ مولانا، وقتی کسی دیوار را سوراخ می کرد تا نور افتاب وارد خانه شود، به او گفت: بگو سوراخ می کنمش تا صدای اذان بیاید در خانه، نور افتاب خود خواهد امد... این ها همه یعنی نیت کن قربه الی الله، پیش رفت و ترقی هم احتمالا خواهد رسید.. پیاده کردن اینها سخت است. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۴
پونه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی